مسئله‌ای فراتر از مرگ و زندگی!

مصطفی دُرّی (سردبیر)

لید: شاید تا چند ده سال پیش، اگر کسی خود را به‌عنوان هنرمند معرفی می‌کرد، بلافاصله با این پرسش مواجه می‌شد که «شغل شما چیست»؛ اما دهه‌هاست که هنر به‌عنوان یک حرفه و فراتر از آن، یک صنعت پول‌ساز و دارای گردش مالی فراوان شناخته شده است؛ بنابراین ادامه حیات آن با مختصات فعلی بدون پذیرش مالکیت معنوی امکان‌پذیر نیست.

سال‌ها پیش، بیل شنکلی، سرمربی سابق لیورپول، گفته بود: من تعجب می‌کنم از کسانی که فوتبال را مسئله مرگ و زندگی می‌پندارند؛ چرا که فوتبال در واقع، مسئله‌ای مهم‌تر از مرگ و زندگی است».

حال حکایت مالکیت معنوی برای هنر نیز این‌چنینی است. هنر از رشته‌ها و صنعت‌هایی است که تقریباً تمام حیثیت و هویت وجودی آن، وابسته به مالکیت معنوی آثار هنری است. شاید بتوان گفت اگر مالکیت معنوی آثار هنری به رسمیت شناخته نشود، کمتر اثر هنری تولید شود و هیچ اثری از صنایع هنری مانند صنعت سینما، صنعت نمایش خانگی، صنعت مجسمه‌سازی و… باقی نخواهد ماند. همین امر اهمیت پذیرش یا پذیرش مالکیت معنوی آثار هنری را در دانش‌های فقه و حقوق دوچندان می‌سازد.

هنر البته تقریباً هم‌زاد بشر است اما اهمیت مالکیت معنوی آثار هنری، پس از آن فراوان شد و به جزء جدایی‌ناپذیر هنر تبدیل شد که هنر از یک تفنن و سرگرمی، به یک صنعت و شغل تبدیل گشت. شاید تا چند ده سال پیش، اگر کسی خود را به‌عنوان هنرمند معرفی می‌کرد، بلافاصله با این پرسش مواجه می‌شد که «شغل شما چیست»؛ اما دهه‌هاست که هنر به‌عنوان یک حرفه و فراتر از آن، یک صنعت پول‌ساز و دارای گردش مالی فراوان شناخته شده است؛ بنابراین ادامه حیات آن با مختصات فعلی بدون پذیرش مالکیت معنوی امکان‌پذیر نیست. امروز بسیار طبیعی به نظر می‌رسد که درآمد سالانه یک خواننده یا یک شرکت فیلمسازی از میزان تولید ناخالص داخلی بسیاری از کشورهای دنیا بیشتر باشد؛ بنابراین هرچه هنر بیشتر و بیشتر، سویه حرفه‌ای و صنعتی به خود می‌گیرد، لزوم پذیرش مالکیت معنوی آثار هنری بداهت بیشتر می‌یابد.

سخن اما به‌صرف پذیرش یا عدم‌پذیرش مالکیت معنوی ختم نمی‌شود؛ بلکه حتی در فرض پذیرش نیز پرسش‌های فراوانی فراروی دانش فقه قرار داده می‌شود؛ اینکه ملاک در مالکیت یک ایده هنری، سبقت در ذهن است یا ثبت رسمی آن؟ اینکه آیا توارد خاطرین در موضوع مالکیت معنوی اساساً قابل پذیرش است و می‌تواند به‌عنوان یک دلیل قانع‌کننده برای مشابهت کامل یک اثر هنری با اثر هنری دیگر باشد؟

پرسش‌هایی ازاین‌قبیل، موجب شد تا مدرسه فقه هنر، موضوع یکی از مجلات الکترونیکی خود را به «مالکیت معنوی آثار هنری از دیدگاه فقه» اختصاص دهد.

فصل اول از این مجله، به چیستی و ماهیت مالکیت معنوی آثار هنری یافته است؛ اینکه مالکیت معنوی به چه معناست و با پذیرش آن، چه حقوق و اختیاراتی از سایرین در آن اثر هنری سلب می‌شود؟ یک گفتگو و دو یادداشت اختصاصی از سه فقه‌پژوه، این موضوع را کاویده است.

شاید بتوان گفت مهم‌ترین بحث در مالکیت معنوی آثار هنری، پذیرش یا عدم‌پذیرش آن از سوی دانش فقه است. آیا فقه شیعی، می‌تواند مالکیت معنوی را پس از هزار و چند سال بپذیرد؟ آیت‌الله محمدتقی شهیدی‌پور، دکتر هادی قبولی و محمدصادق ابراهیمی، در چند گفتگو و یادداشت، به این پرسش پاسخ داده‌اند.

پس از گفتگو پیرامون ابعاد فقهی مالکیت معنوی، در فصل سوم به ابعاد حقوقی آن پرداخته‌ایم. دکتر محمود حکمت‌نیا (معاون سابق مالکیت فکری وزارت دادگستری)، دکتر رحیم پیلوار، استاد و پژوهشگر حقوق مالکیت فکری، در دو گفتگو به این موضوع پرداخته‌اند.

آیا علما و فقها در طول تاریخ، عملاً به مالکیت فکری عمل می‌کرده‌اند یا آن را مورد پذیرش قرار نمی‌دادند. سیره فقها و علما در مواجهه با مالکیت فکری و چرایی این سیره، موضوعی است که در فصل چهارم به بحث گذاشته شده است.

اما آیا به‌واقع، عدم‌پذیرش مالکیت فکری، آثار اقتصادی سنگینی را بر جای می‌گذارد یا آنکه آن‌چنان هم تأثیرگذار نیست؟ دکتر پیلوار که سال‌ها در زمینه مالکیت فکری پژوهش کرده و دکتر احسان پورنعمان به‌عنوان یک استاد دانشگاه که در کنار آن، از خطاطان به نام کشور نیز به شمار می‌رود، به این پرسش پاسخ داده‌اند.

فصل ششم و هفتم، موضوع فقه مالکیت فکری را در دو بخش «هنرهای ادبی و نمایشی» و «هنرهای ترسیمی و تجسمی» کاویده‌اند. این دو فصل، در پی پاسخ به این پرسش هستند که آیا مالکیت فکری در این دو بخش، تفاوت ویژه‌ای با مالکیت فکری در سایر هنرها دارد و اگر پاسخ مثبت است، این تفاوت‌ها چه اموری هستند؟

آینده‌پژوهی مالکیت معنوی آثار هنری، عنوان فصل هشتم این مجله است که تلاش می‌کند رویکرد انفعالی دانش فقه را به رویکردی فعال و همراه با دوراندیشی نسبت به آینده تبدیل نماید.

فصل نهم و پایانی این مجله، به‌سان سایر مجلات الکترونیکی مدرسه فقه هنر، به بیان پیشینه فقه مالکیت فکری آثار هنری اختصاص دارد. نمایه مقالات فقهی و حقوقی، کتاب‌شناسی، گزارش چند کتاب و نظریات فقهای شیعه و سنی در مورد مالکیت فکری در کنار گزارشی از کنوانسیون‌های بین‌المللی مالکیت فکری، بخش‌های گوناگون این فصل را تشکیل می‌دهند.

باری، این مجله تلاش کوچکی است برای گفتگوی عمیق و جدی در مورد یکی از مهم‌ترین مسائل جامعه هنری که هرچه از عمر آن می‌گذرد، اهمیت آن نیز افزون می‌گردد. امید که این تلاش ناچیز مورد توجه و خشنودی مولای دو عالم، حضرت بقیه الله الاعظم را فراهم آورد و گامی کوچکی در راستای توسعه و تعمیق فقه هنر به شمار آید، آمین.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

سه × سه =