فهرست‌مان پر شده است، باشد برای سال بعد…

1ـ گاهی نام کسی با چیزی گره می‌خورد و نمی‌توان او را از آن جدا کرد. چیزی که همه‌ی وجوه شخصیتی و کارهای دیگر او را در سایه قرار می‌دهد. مثلا کمتر کسی به این فکر می‌کند که استاد مهدی الهی قمشه‌ای از اساتید برجسته‌ی فلسفه و عرفان معاصر بوده است و کم از دیگر بزرگان این حوزه نداشته است و شاگردان بسیاری در مکتب او پرورش یافته‌‌اند. نام استاد مهدی الهی قمشه‌ای با ترجمه‌ی قرآنش گره خورده است همان‌گونه که نام فیض‌الاسلام با ترجمه‌ی نهج‌البلاغه. نام استاد محمد مهدی فولادوند هم ـ فارغ از دیگر ترجمه‌ها و آثارش به فارسی و فرانسه از خیام‌شناسی گرفته تا اپرای آفرینش ـ معادل و ملازم با ترجمه‌ی قرآنش خواهد بود و هر چه زمان می‌گذرد این تلازم روشن‌تر خواهد شد.

2ـ ترجمه‌ی قرآن استاد محمد مهدی فولادوند یکی از بهترین ترجمه‌های فارسی قرآن و سرآغاز موج نو ترجمه‌ی قرآن در بیست سال گذشته است. همه ترجمه‌های موفق بعد از آن تحت تأثیر مستقیم یا غیر مستقیم این ترجمه بوده‌اند و به نوعی از دل این ترجمه برآمده‌اند درست است که اخیرا در داوری‌ها این ترجمه لزوما بر صدر نمی‌نشیند اما تردیدی نیست که اگر این ترجمه نبود ترجمه‌های خوب بعد از آن به این سرعت و با این کیفیت متولد نمی‌شدند. علاوه بر این هیچ‌یک از ترجمه‌های دیگر به اندازه‌ی ترجمه‌ی استاد فولادوند جریان‌ساز نبوده‌اند؛ نه ترجمه‌های قبل از او مثل ترجمه‌ی عبدالمحمد آیتی و جلال‌الدین مجتبوی و نه ترجمه‌های بعد از او مثل ترجمه‌ی بهاءالدین خرمشاهی و علی موسوی گرمارودی.

3ـ دیگر اثر مهم قرآنی استاد فولادوند کتاب «قرآن‌شناسی» است. مجموعه مقالاتی که به تفسیر و تبیین تجربی اشارات قرآن می‌پردازد. این کتاب را باید از اتفاقات مهم در روایت غیرماورایی از قرآن در زبان فارسی دانست. کتابی که با بسیاری از باورهای متعارف پذیرفته شده در تفسیرهای قرآن به مخالفت برخاست و سعی در ارائه‌ی پیشنهادهای تازه در این زمینه داشت. عدم توجه به این کتاب شاید قدری عامدانه و آگاهانه باشد چه این‌که اگر این اتفاق می‌افتاد بعید نبود که حرمت استاد شکسته شود و حتی تا مرز تکفیر هم پیش برود.

4ـ نوع برخورد مدیریت فرهنگی ما با استاد محمد مهدی فولادوند بسیار تأسف‌برانگیز و عبرت‌آموز است. در کشوری که سازمان‌ها و نهادهای بسیاری متولی امور قرآنی‌اند و بودجه‌ی فعالیت‌های قرآنی از نمایشگاه قرآن گرفته تا مسابقات بین‌المللی قرآن به میلیاردها تومان می‌رسد، و مثلا هزینه‌ی اقامت و رفت و آمد یکی از قاریان میهمان خارجی از چند میلیون تومان هم بیشتر است، یکی از بزرگ‌ترین مترجمین قرآن ـ در فقر و عسرت و در شرایطی که سال‌ها از حقوق شرعی و قانونی خود برای ترجمه‌اش محروم بود ـ از دست می‌رود و کسی هم عین خیالش نیست.

5ـ می‌گفت: زنگ زدند گفتند امسال قرار بود در همایش چهره‌های ماندگار از شما تجلیل شود اما فهرست‌مان پر شده است باشد برای سال بعد… می‌گفت: نمی‌دانند که تا سال بعد ممکن است فولادوند دیگر زنده نباشد و… همین هم شد… حالا دارم به بعضی از آدم‌هایی که در سال‌های گذشته به خاطر مصالح سیاسی چهره‌ی ماندگار شدند فکر می‌کنم. آدم‌هایی که تا بیست سال بعد هم می‌توانستند در این فهرست باشند…

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

18 − 2 =