«من از گورانی‌ها می‌ترسم» نقد و بررسی شد.

کتاب «من از گورانی‌ها می‌ترسم» در حاشیه روز پاسداشت قم (17 اردیبهشت) در نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران با حضور نویسنده کتاب و حجت الاسلام ایزدپناه، مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان قم و منتقدین و داستان نویسان قمی نقد شد.


به گزارش خبرگزاری کتاب ایران (ایبنا) از قم، نشست نقد و بررسی کتاب «من از گورانی‌ها می‌ترسم» پنجشنبه (17 اردیبهشت) با حضور حجت الاسلام ایزدپناه، مدیر کل فرهنگ و ارشاد استان قم، بلقیس سلیمانی نویسنده کتاب، سید احمد بطحایی نویسنده و منتقد و محمد طلوعی داستان‌نویس و مترجم ، در سالن کتاب و رسانه امور استان‌های بیست و هشتمین نمایشگاه بین‌المللی کتاب تهران برگزار شد.بلقیس سلیمانی در این مراسم با اشاره به ویژگی‌ آثارش گفت: به صورت معمول کتاب‌هایم را سریع نوشته و به چاپ می‌رسانم که در برخی اوقات کتابی در دست چاپ دارم و کتابی دیگر در حال نوشتن  که این سریع نوشتن اشکالاتی ایجاد می‌کند و منتقدان می‌توانند به راحتی متوجه اشکالات آثار من شوند.نویسنده کتاب من از گورانی ها می ترسم افزود: نویسندگان به دو دسته نویسندگان فلوبری و نویسندگان استاندالی تقسیم می شوند که هر یک تعریف مربوط به خود را دارد.

وی ادامه داد: نویسنده فلوبری ، نویسنده ای است که روی هر پاراگراف تامل کرده و  عمقی می‌نویسد که در این زمینه می‌توان به شیوه فلوبر نویسنده کتاب مادام بواری اشاره کرد .

سلیمانی در ادامه به تعریف نویسنده استاندالی پرداخت و تصریح کرد: این نویسندگان اصولا بدون تامل و با شور می‌نویسند،  استاندال که بعد از بالزاك از مهمترين نويسندگان فرانسوي است یک کتاب قطور را به مدت شش ماه نوشت زیرا این نویسندگان سوژه را سال‌ها در ذهن می دارند اما در نوشتن سریع هستند.وی بیان کرد: من نویسنده‌ای هستم که شور نوشتن دارم و پس از نوشتن هرگز برای بازنویسی تامل نمی‌کنم و یک هفته پس از اتمام اثرم آن را به ناشر می‌سپارم که این موضوع سبب شده آثارم در بوته نقد قرار گیرد ولی این سبک من است.بازگشت به خویشتن
حجت‌الاسلام احمد بطحایی در ادامه این نشست، به رمان «من از گورانی‌ها می‌ترسم» اشاره کرد و افزود: این داستان مربوط به زنی به نام فرنگیس است که طلاق گرفته و از تهران به زادگاهش برمی‌گردد که در آنجا با سنت‌های شهر و ولایتش که او را به شدت محدود کرده اند، روبرو می شود.

معاون آموزشی مدرسه اسلامی هنر افزود: در میان این اثر خرده روایت‌هایی وجود دارد، بیشترین چیزی که با آن مواجه هستیم، هویتی است که سلیمانی با آن زندگی می‌کرده و در این داستان به بازگشت به خویشتن مواجه هستیم.

وی خاطرنشان کرد: فرنگیس شخصیتی است که پس از زندگی در تهران به گوران برمی‌گردد و دگردیسی دارد و تبدیل به شخصیتی می‌شود که از آن هراس دارد . در این رمان با چرخه‌ای از آدم‌ها مواجه هستیم که در تضاد با یکدیگر هستند ولی درعین حال در این داستان قرار نیست به چیزی برسیم.

حضور دائمی یک زن

در بخشی دیگر از این مراسم، محمد طلوعی، منتقد و داستان‌نویس با اشاره به کتاب حاضر بیان کرد: حضور دائمی یک زن در این داستان دیده می‌شود، داستان ارجاع‌های فراموش شده‌ای دارد که اگر نویسنده برمی‌گشت و ویراستاری می‌کرد، شاهد این موضوع نبودیم.

این منتقد و داستان نویس با بیان اینکه روح زنانه در کتب بلقیس سلیمانی بیشتر از اینکه درگیر خود باشد، درگیر دیگر شخصیت‌های داستانی است، تصریح کرد: نکته عجیب این است که شخصیت‌ها منفعل نیستند و زن این داستان شخصیتی است که در مورد سایر شخصیت‌های داستان قضاوت می‌کند و منفعل نیست.

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *

پانزده − هفت =